استقلال فكري يا استبداد فكري؟

[ad_1]



بانگاهی عمیق و دقیق به این روزهای جریانات فکری حاکم و غیر حاکم در کشور و با بازگشت به گذشته و در کنار هم قرار دادن پازل این اتفاقات، به رسوخ یک بیماری بسیار خطرناک در جریانات فکری میرسیم که بسیا عدم رشد نخبگانر جای تامل و واکاوی دارد.

به گزارش قدرنیوز: انچه تاریخ و سیره ی اندیشمندانی همچون عباس میرزا و میرزا تقی خان امیر کبیر و سایر بزرگان به ما می اموزد چیزی جز این نیست که همواره انسانهای خلاق ،مدیر،کار افرین،نو اور،و روشنفکر، انسانهایی آزاد و دگراندیش بودند که زاییده و برامده از از یک استقلال فکری بود که نه در بند اشخاص و منافع مصلحتی و نه در بند منافع حکومت ها بودند .

افرادی که همواره پیشرفت بشر را در زمینه های بنیادی چه مادی و چه معنوی بر مصلحت اندیشی و منافع حزبی والاتر می دیدند و مبه درستی درک کردند .

حال یک سوال بزرگ مطرح میشود که چه اتفاقی پیش امده که منادیان خطوط فکری( کسانی که معتقدند بر اصلاح و تعالی بشر بر اساس مردم سالاری دینی) و چه کسانی که معتقدند به اداره ی حکومت و رساندن بشر به تعالی فکری بر اساس تکیه بر سنتها و ارزشها انسانها را محصور و مطیع نه ازاد اندیش و  نه خلاق میخواهند؟

 دراین باره نکته ای که بر همگان هویداست در بطن هیچ یک از مکتب های فکری فعالیت بشر چه در زمینه های فرهنگی ،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی اینگونه تعاریف و روش های ناهنجار فاقد اعتبار بوده و در تاریخ و سنت خاصی تعریف نشده است.

ایا این رویه در تاریخ بخوبی امتحان روشنی پس نداده است که محصور کردن بشر و دنباله رو کردن او چیزی جز تکرار و خستگی به دنبال نخواهد داشت و این مهمترین عامل دلزدگی است برای انسانی که همیشه میل به تحول و حرکت رو به لایتناهی داشته است؟

لازم و ضروریست که بررسی بشود چه عللی باعث شده که منادیان خطوط فکری دیگران را بصورت محصور و ابزاری و بیشتر در قالب یک فرمانبردار نه یک انسان خلاق و واقع بین میخواهند ؟

ایا نتیجه ای که در گرو این سد عظیمی که بر شکوفایی استعدادها و توانایی های افراد زده میشود و باعث ترد شدن و انزوا رفتن مستقلین فکری در تمام جریانات سیاسی ،اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی هست پاسخگوی عدم رشد نخبگان و چهره های جدید هست آیا آنقدر  نتیجه چشمگیر خواهدبود که این روند ادامه پیدا کند ؟

امیدواریم که موج ازاد اندیشی و شکوفایی استعدادهای برتر ،جدید و رشد نخبگان که همواره در تمام طول تاریخ جریان داشته است به اینجا ختم نشود و به ادامه ی رسالت خود که رشد و تعالی بشر و پرده برداشتن از حقایق جدید هست ادامه دهد تا همچون گذشته شاهد رشد افرادی باشیم که میتوانند با استفاده از استعدادهایشان چه در حوزه های مدیریتی و چه در حوزه های علمی و اکادمیک خدمات چشمگیری اراۓه کنند.

هر چند این رویه ی بسیار خطرناک که افراد را بیشتر در قالب یک چهار چوب بسیار محدود و مطیع میخواهند باب این روزهای اجتماع پیرامون ما شده است ،هرچند افراد ازاده به لحاظ فکری و خلاق تا حدود چشمگیری به انزوا رفتند ،هرچند برای پیشرفت این روزها باید در بند اشخاص قرار گرفت و پیش از هر قدمی بپذیری که از خود هیچ استقلالی نداشته باشی،هرچند این روزها منافع افراد خاص در گرو این امر قرار گرفته است …..

اما ما همچنان امیدواریم که از شعارهای بزرگ و دست نیافتنی که انها را به عنوان ارمان تعریف میکنیم فاصله گرفته و به شعارها و ارمانهایی واقعی تر رو بیاوریم ……چون مقدمه ی هر حرکت و هدفی شعار و ارمان ان هدف میباشد….

*علی رحمانی یوسفی*

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *